مذهبی

بازی روزگار

حکایت شده است که مردی با لباس‌ و کفش‌های گرانقیمت به دیواری خیره شده بود و می‌گریست.

 شخصی به او نزدیک شد و به نقطه‌ای که خیره شده بود با دقت نگاه کرد، نوشته شده بود: «این هم می‌گذرد.» علت را پرسید گفت: این دست‌خط من است. چند سال پیش در این نقطه هیزم می‌فروختم….. حال صاحب چندین کارخانه‌ام. پرسید: پس چرا دوباره به اینجا برگشتی؟ گفت: آمدم تا باز بنویسم: «این هم می‌گذرد.»

این حکایت زندگی خیلی از ما انسان‌هاست. اصلا خاصیت زندگی دنیایی همین است. روزی به عرش و روزی به فرش. روزگار و زمان در حال چرخش است و در این میان یک روز برای تو خوشایند است و روزی دیگر خیر.

حضرت امیر‌المومنین علی‌ علیه‌السلام فرمودند: «اَلدَّهرُ یَومانِ فَیَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَاِذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ اِذا کانَ عَلَیکَ فَلا تَحزَن فَبِکِلَیهِما سَتُختَبَرُ؛ روزگار دو روز است، روزی موافق میل نفسانی و رضایت توست و روزی هم موافق میل و رضایت تو نیست. اگر روزگار موافق میل تو بود، خوشحال و مغرور مشو و اگر مطابق میل تو نبود اندوهگین مباش؛ زیرا تو به هر دو حالت امتحان می‌شوی.»

و یا در روایت هست که حضرت جبرئیل آمد خدمت حضرت نوح علیه‌السلام و گفت که تو در میان انبیا، اطوَلُ العُمر هستی(دارای بالاترین عمرها می‌باشی). بگو در دنیا چه دیدی؟ حضرت نوح‌ علیه‌السلام فرمودند: مثل خانه‌ای بود که از این در وارد شدم و از آن در خارج شدم.

حال این دنیایی که همچون خانه‌ای است که بالاخره باید از آن خارج شد، ارزش حرص‌خوردن و جزع و فزع را دارد؟ و یا می‌توان به امور آن غره شد؟

گر به دولت برسی، مست نگردی مردی
گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی

منبع:  همشهری – حجت‌الاسلام محمد برمایی

نوشته‌‌‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می‌کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه‌‌‌های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا