تئاترگفت و گو

گفت و گو با صادق نصیری کارگردان نمایش «گذشته التزامی»

نمایش "گذشته التزامی" یکی از ۲ نمایش برگزیده بیست و هشتمین جشنواره تئاتر استان یزد از آثار صادق نصیری است ، کارگردانی که نمایش‌های چای تلخ ، کسی زیر سنگ ها آواز می خواند ،ما به هم دروغ نمی گیم و جی را نیز در کارنامه خود دارد.

گفت و گو از علیرضا خورشیدنام

صادق نصیری، گواهی دیپلم خود را سال ۷۶ از هنرستان سینمایی نمایشی یزد و در رشته نمایش دریافت کرد و پس از آن راهی دانشگاه آزاد شد و سال ۸۰ مدرک کارشناسی خود را با گرایش طراحی صحنه، به دست آورد.

این کارگردان تماشاچی نمایش هایش را باهوش و حرفه ای می داند.

آنچه میخوانید ماحصل گفتگو با این هنرمند است:

راز موفقیت خود در چند سال گذشته و این که با نمایش های جی، زدگی و گذشته التزامی، به جشنواره فجر، راه پیدا کردی را در چه می دانی؟

یکی از دلایل موفقیت من و گروهم در چند سال گذشته، نوع نگاهی است که به متن نمایش داریم؛ چون باور دارم که مهم ترین و اصلی ترین گام در پروسه روی صحنه بردن یک نمایش، نمایش نامه است که بر اساس آن می توان به ایده های جدید برای اجرا هم رسید. دلیل دیگر، همسو شدنم با متن و آشنایی با نویسنده خوبمان کیوان میرمحمدی است که در این چند سال که با هم کار می‌کنیم خیلی به من کمک کرده؛ البته هم فکر شدنمان هم در این موفقیت نقش بسزایی داشته است؛ در کنار همه این ها نباید عواملی که در “گروه تئاتر و آرسو” با هم کار می‌کنیم و تیم خیلی خوبی که تشکیل دادیم را فراموش کنم؛ گروهی که چند سالی است با هم کار می‌کنیم و حرف یکدیگر را خیلی خوب می فهمیم، درک می کنیم و اجرا می کنیم.

از ۵ نمایش صحنه‌ای آخر تو، ۴ نمایش، یعنی ما به هم دروغ نمی گیم، جی، زدگی و گذشته التزامی از نوشته های کیوان میرمحمدی بوده، دلیل گرایش به متن های این نمایش نامه نویس جوان و نسبتاً گمنام، چیست؟

– یکی از دلایل گرایش من به نمایش نامه های دوست عزیزم، کیوان میرمحمدی، سادگی نوشته ها و پرداختن او به رویدادهای بسیار ساده و جزئی هست که این اتفاقات کوچک به فاجعه می انجامد!

برخلاف بسیاری از نمایش نامه نویسان که نوشته خود را با یک اتفاق بزرگ آغاز می کنند، کیوان میرمحمدی به موضوعات ساده پیرامون خود، نگاهی بسیار ساده دارد؛ این گونه نگاه کردن او به رویدادهای پیرامونش، باعث شده تا دارای سبک و سیاق ویژه ای در نمایش نامه نویسی بشود.

این گونه نگاه کیوان به رویدادهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و به ویژه آسیب های اجتماعی را من می پسندم؛ در کنار این ویژگی ها، قلم روان و شیوای او در دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی، من را وا داشته تا در چند سال گذشته سراغ متن های کیوان میرمحمدی بروم.

گویا متن گذشته التزامی، چند بار بازنویسی شده، این بازنویسی ها در چه زمینه های و به خواست چه کسی بوده، تو یا نویسنده؟

این متن، ۲ سال پیش با نام “به آسمان نگاه کن” به دستم رسید ولی به دلایلی اجرای آن امکان پذیر نشد؛ و من سراغ نمایش نامه “زدگی” نوشته دیگر کیوان رفتم. امسال دوباره نمایش نامه “به آسمان نگاه کن” را خواندم؛ چیزهایی داشت که به من انگیزه و هیجان داد تا برای روی صحنه بردنش دست به کار شوم؛ برای همین از کیوان خواهش کردم تا با رویکرد جدیدی، متن را بازنویسی کند و در همین راستا، مطالبی را برایش فرستادم. خوشبختانه او هم به این نتیجه رسید که می تواند نگاه نو و تازه ای به نمایش نامه داشته باشد و متن را ۲ بار بازنویسی کرد؛ پس از این که تمرینات را آغاز کردم باز هم با توجه به شیوه ی اجرایی که در نظر گرفته بودم، نویسنده بازهم در نمایش نامه -با توجه به زاویه دیدی که من داشتم- تغییراتی ایجاد کرد.

در نمایش های جی – زدگی- و حتی ما به هم دروغ نمی گیم که به جشنواره منطقه‌ای مشهد راه یافت، به گونه ای بود که “هم خواص می پسندید و هم عوام می فهمید” ولی در نمایش گذشته التزامی، کفه ی پسندیدن خواص، سنگین تر به نظر می رسد، دلیل این رویکرد چیست؟

شاید زاویه دیدی که من نسبت به شیوه اجرایی در نمایش “گذشته التزامی” دارم، باعث چنین برداشتی شده که باید بگویم این امری طبیعی است که هر کسی در طول دوره ی کاریش، حتماً تغییراتی را در کارهایش دارد و این تغییر رویکرد، جز همین تغییرات است ولی من فکر نمی کنم که عوام این نمایش را نپسندند یا متوجه نشوند.

اگر قائل به تقسیم بندی در مورد تماشاچی خواص یا عوام باشیم، شاید اندکی ساده انگارانه باشد، چراکه من به تماشاچیم را حرفه ای و باهوش می دانم که درک بالایی دارد؛ چون همین تماشاچیان، گاهی در شبکه های تلویزیونی یا ماهواره ای، فیلم هایی را می بینند که پیچیدگی زیادی در متن و کارگردانی دارند ولی با فیلم همراه می‌شوند و از کار لذت می برند. در هر صورت در همه جای دنیا به کارهای گوناگون با شیوه های گوناگون نیاز هست و اجرا هم می شود؛ نمایش “گذشته التزامی” هم یک مدل هست برای اجرا و جذب مخاطب.

امروزه کارهایی که به بهانه برقراری ارتباط با مردم، دچار ابتذال می شوند، رونق و گیشه ی خوبی دارند، -با توجه به این که تو سابقه روی صحنه بردن نمایش کمدی “یک روز شلوغ در حمام” را هم در پرونده کاریت داری، آیا برای روی صحنه بردن یک نمایش طنز فاخر که درآمد زا هم باشد، قلقلک نشده ای؟

راستش را بگویم، پس از اجرای “یک روز شلوغ در حمام” چند باری برای اجرای یک نمایش کمدی دیگر، وسوسه شده ام اما وقتی به شرایط نگاه می کنم آن را مناسب نمی بینم، از طرفی من هم آدمی نیستم که برای درآمدزایی دست به هر کاری بزنم، هرچند بسیار دوست دارم که کار کمدی انجام بدهم. فقط نیاز به زمان دارم و فضایی که برای اجرا مناسب باشد. خلاصه این که برای آینده یک نمایش نامه کمدی در نظر دارم که اگر فرصت بشود، حتما روی صحنه می برم.

به عنوان یکی از اعضای اصلی، “گروه تئاتر آرسو” چه درخواستی از مسئولین فرهنگی هنری یزد به ویژه مسئولین فرهنگ و ارشاد داری؟

چه انتظاری از مسئولین می توان داشت وقتی که بارها خود من و سایر دوستان تئاتری، خواسته ها و انتظاراتمان را گفته ایم ولی متاسفانه هیچ رسیدگی و توجهی نشده! برای نمونه می توانم به وضعیت سالن های نمایش در یزد اشاره کنم و با جرأت بگویم که در یزد با جمعیتی نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر یا بیشت، حتی یک سالن تئاتر استاندارد وجود ندارد!

با وجود این که بعضی از اعضای شورای شهر، قول‌هایی برای ساغ و راه اندازی ۲ سالن نمایش داده اند ولی تا به امروز، هیچ اتفاقی است. مدتی است که استقبال نسبتاً خوبی از نمایش های روی صحنه می شود که این اتفاق، ضرورت ساخت سالن های نمایش استاندارد را دو چندان می‌کند؛ در همین راستا بازسازی و تجهیز سالن‌های قدیمی نیز می تواند سودمند باشد.

گویا برای رسیدن به مرحله پایانی جشنواره فجر، باید از چند خوان دیگر، بگذرید؛ این مراحل چیست؟

برای رسیدن به جشنواره ی تئاتر فجر، هنوز باید فیلمی که از اجرای نمایش مان تهیه کرده و به تهران فرستادیم، بازبینی بشود، پس از بازبینی، نتایج و تکلیف کار ما مشخص می‌شود.

با این روند موافقی؟

این که من یا کارگردان دیگری با این روند موافقیم یا نه، چیزی دست ما نیست، و متاسفانه روند خوبی برای بچه های تئاتر شهرستان نیست، چون با بازبینی فیلم، دیگر قرار نیست دوستان بازبین، تئاتر ببینید؛ آن ها فیلم تئاتر می بینند که این کار هم شرایط ویژه خودش را دارد که حتما کیفیت اثر زنده را نخواهد داشت و داوری بسیار بسیار سخت می شود و هم چنین اشتباهاتشان هم بسیار زیاد خواهد بود.

نظرت درباره اجرای عموم نمایش ها، پیش از جشنواره تئاتر استان چیست؟

اجرای پیش از جشنواره استانی، بحث اجرای عموم هست که باید مخاطب از نمایش و اجرا لذت ببرد.

دوستان سیاست گذار در این زمینه، راهکاری را پیاده کرده اند که خیلی از چیزها را زیر سوال برده، از جمله این که در زمان پیش از جشنواره، کارگردان از کجا باید تهیه کننده و اسپانسر پیدا کند؟ در این وضعیت اقتصادی و معیشتی که وجود دارد، بدیهی است که خرید بلیط تئاتر در اولویت یک خانواده نیست. پس هنگامی که من کارگردان می خواهم اجرای عموم داشته باشم، خیلی چیزها از تبلیغات گرفته تا دکور و لباس و … باید فراهم شود، که متاسفانه امکان ندارد؛ بنابراین مجبور کردن گروه ها برای اجرای عموم، اشتباه است.

امروزه تهیه و چاپ یک بنر تبلیغاتی نمایش، هزینه زیادی دارد، از طرفی بدون تبلیغات، یک نمایش عملا تماشاچی نخواهد داشت و بدون تماشاچی هم عملا تئاتری اجرا نخواهد شد!

حرف من این است که باید برای این قسمت ماجرا، راهکار درستی اندیشیده شود، چون جلب نظر بخش خصوصی که امکان پذیر نیست، در بخش دولتی هم که انجمن نمایش یا اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند عملا کاری نمی توانند انجام بدهند!

البته در یکی دو سال گذشته دوستان ما در مجموعه ی فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری، و در رأس آن ها، آقای عباس ملازینلی -که به تئاتر بسیار علاقه دارند- زحمات زیادی در این زمینه کشیده اند و با حمایت از اجرای بعضی از نمایش‌ها، باعث شده اند که دست کم تئاتر شهر یزد، پر رونق تر به نظر برسد.

نمایش گذشته التزامی، در چه تاریخی برای عموم، روی صحنه می رود؟

راستش را بخواهید، خودم هم هنوز نمی دانم چه زمانی قرار است اجرای عمومی داشته باشیم!

من و گروه منتظریم شرایطی برای اجرای عموم نمایش “گذشته التزامی” فراهم شود. آن چه مسلم است با شرایط کنونی، اجرای عمومی این نمایش اصلا برای ما امکان پذیر نیست! با همه این ها، ما هم چنان درگیر فراهم کردن شرایط برای اجرای عموم هستیم و امیدواریم تا به امید خدا شرایط مناسب و دلخواه، هرچه زودتر فراهم شود تا بتوانیم اجرای خوبی داشته باشیم.

سخن پایانی…

از فرصتی که در اختیارم گذاشتید، سپاس گزارم.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن